🌷سیده بانو طلبه🌷
ولی من احساس میکنم ک این لج کرده باید آدمش کنم اخه تو که صدای رادیوی فلک زدتو نمیشنوی ک انقد کمه چرا کلا نمیبندی یا با صدای بلند رادیو قران بزنی و گوش کنی آخه
تازه از همه بدتر اینکه اون اول حرکت صداش بلنده وسط راه یادش میاد که کم کنه چون فکر میکنه اون خانمی که بهش تذکر داده من نیستم برای همین چون من اولین نفرم صداش بلند و در وسط راه کم میکنه
اخه وقتیکه رفته بودم بهش تذکر بدم مثل خانم محجه که دماغاشونم بیرون نیست با یه چادر ساده رفتم و چون بیشتر اوقات چادر عربی میپوشم و مثل بچه های دبیرستانی میشم برای همین، برای اینکه منو نشناسه و فکر کنه من خانم بزرگیم و منو جدی بگیره و بچه فرض نکنه با چادر ساده رفتم جلو، برای همین منو که با چادر عربی میینه صداشم کم نمیکنه، ان شاءالله رادیوش داغون بشه خداااا
حالا واقعا موندم چیکارکنم
واقعا نمیدونم چیکار کنم راه حل بدید لطفااااا
نمیخام غرور مردونه ش رو بشکنم که بخاد در مقابل یه خانم خورد بشه ولی کارایی که داره میکنه خودش علت این حقارته واقعا نمیدونم چیکارش کنم
من مشکلی ندارم برای شکایت و برام کاری نداره چون طلبه ی خودشونم و براحتی حرفمو قبول میکنند و مجازات رو علیه اون آدم اعمال میکنند ولی من میخوام بدون خون و خونریزی مسئله حل بشه والا :-[
کلا من اعصاب ندارم اگه کسی ناراحتم کنه، البته خودمو خیلی کنترل میکنما، مثلا امروز امتحان میان ترم داشتیم، خانم مراقب همچین هوار کشید که وسایلاتو از جلسه بذار بیرون انگاری فکر کرده اینجا دهاتشونه
وااای چرا مردم انقد بی فرهنگ شدن و فرهنگ زندگی در اجتماع رو ندارند اگه اونموقع امام علی(ع) تو اون جلسه همینطوری هوار میکشید ؟؟؟ ادب و اخلاق اسلامی صفررررر
میخواستم یچیزی بهش بگم که اینجا هم حق بامن بود چون من طلبه ی آموزشگاهم و اگه انتقادی هم داشته باشم قبول میکنند ولی حوصله شر و... نداشتم و از همه مهمتر استرس امتحانم داشتم و ازش گذشتم شانس آوردا و الا کسی جرات نداره بامن دربیفته
البته بقول دوستم سعه صدر داشته باش، خب اینا سعه صدره دیگه کاریش نداشتم والا :-))))
واقعا روی این اخلاقم کار کنم که از هرکسی انتقام نگیرم و بخشش بیشتری به خرج بدم و از همه مهمتر جوابهایی که بقول بچه ها تو آستینم دارم رو با شدت رو نکنم و...ولی کار سختیه ولی باید بتونم خودمم مثلا اخلاق اهلبیتی رو تقویت کنم و نشون بدم اینجوری که نمیتونم طلبه باشم، طلبه باید اخلاق حسنه داشته باشه ولی بازم میگم کار سختیه :-[
راستی گفتم امتحان، دیروز کلا پای درس امتحانم نشستم و خوندم باورتؤن میشه اولین بارم بود میخوندم در طول ترم یه نیم نگاهبم بهش نکرده بودم والا، حالا اونم چند دور؟؟؟
فقط تونستم یدور تموم کنم و ساعت یک شب خوابیدم، البته این لا به لا برای استراحت تو واتساپ با بچه ها بحث میکردیم و اصولی شده بودیم
ازونطرفم چندتا هم مباحثه ای خوب پیدا کردم، یکی یه خانمی که تهرانه و تلفنی باهم مباحثه میکنیم و یکی هم قم که اونو حضوری مباحثه میکنم واقعا مباحثه خیلی خوبه
کاش یه خواهر دوقلو داشتم بامن همکلاس بود درسامونو باهم مباحثه میکردیم یعنی چی میشد هان :-(
خلاصه اینکه چون کتاب رو یه دؤر خونده بودم و نصفش رو هم صبح تونستم مرور کنم باوجود این خوب بودا فقط اینکه بعضی از عبارات رو یادم رفته بود کاش میتونستم بقیه رو هم یه نگاهی بندازم ،الخلاصه اینکه ۲۰ نمیشم :'''(
دعاکنید لاقل استادمون دست بالا نمره بده بشم ۲۰ حیفه آخه میخام ترم بعدی مرخصی بگیرم باید یه امتیازی به آموزشگاهمون نشون بدن که راحت قبول کنند والا :-(
کتابهام هم مونده ننوشتم هیچکدومشون رؤ
برم یکم درسامو بنویسم تا شنبه به استاد تحویل بدم بعد برم بخوابم.....
خب تا هفته بعد فعلا یاحق